فاطمه جان احمدى
117
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
4 . آغاز عصر تفسير قرآن و جدايى آن از علم حديث . در اين دوره علم تفسير تطوّر و تحوّلى شگرف يافت . مسلمانان بيشتر قرآن كريم را با احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و يا گفتههاى صحابه و تابعين تفسير مىكردند ، اما در عصر عباسيان و در جريان نهضت ترجمه ، تفسير قرآن از علم حديث مستقل شد و مفسران و شارحان ، قرآن را با دلايل عقلى تفسير مىكردند و تنها در برخى مواقع از احاديث بهره مىجستند . 5 . رشد علم كلام در نتيجه نفوذ فلسفه يونان . « 1 » 6 . به وجود آمدن گروههاى اجتماعى و فرهنگى . اين گروهها به تدريج توسعه يافتند و از چارچوب جدل دينى به سوى گفتگوهاى علمى و فلسفى روى آوردند . دانشمندان اين عصر ضمن ترجمههايى كه مىكردند ، تغذيه عقلى نيز مىشدند . گاه چنان به كار ترجمه علاقهمند بودند كه به جاه و مال و مقام وقعى نمىنهادند . « 2 » 7 . نزديكى موالى به عباسيان و بالا رفتن منزلت آنان به ويژه خراسانيان و اهالى مرو كه بنىعباس را در بنيان مبانى حكومتى يارى رساندند . 8 . حضور فعال اهلذمه در بغداد و گراميداشت آنان توسط خلفا به شكوفايى حركت علمى در عصر اول خلافت عباسيان كمك شايان توجهى نمود . با حضور اين جماعت ، مدارس علمى رونق يافت و اهتمام به ترجمه آثار تمدنهاى مختلف دوچندان شد . 9 . رشد و گسترش زبان عربى به عنوان زبان علمى جهان اسلام . پيشتر زبان تازى از طريق تجارت و بازرگانى به ساير نواحى گام نهاده بود ، اما در عصر فتوحات ، زبان عربى همپاى مسلمانان و حتى جلوتر از آنها به سرزمينهاى فتحشده و يا ممالك همجوار راه يافت . پس از استقرار خلافت عباسيان ، با راهاندازى نهضت بزرگ علمى و مهاجرت علماندوزان و دانشوران صاحبنام به بغداد و اعزام نخبگان آنان به اقصى نقاط براى دستيابى كتابهاى علمى و ترجمه آنها به عربى ، در اندك زمانى زبان تازى به نهايتِ گستردگى خود رسيد . در نگاهى كلى مىتوان ادعا نمود كه اين توسعه چندان به سود زبان عربى نبود ؛ زيرا به سرعت زبان عربى دستخوش امتزاج و آميختگى
--> ( 1 ) . غزالى ، تهافت الفلاسفة ، ص 8 . ( 2 ) . عبدالرحمن نجيب حكمت ، دراسات فى تاريخ العلوم عند العرب ، ص 28 .